متن عاشقانه عارفانه باران
بازدید : 1650
بازدید : 1650

نم نم باران که میبارد
و ترنمش را پیشکش گل ها میکند
انگار نغمه میدهد که کسی در راه است
بوی باران که بلند میشود یاد بوی وجودت می افتم
باران که چیک و چیک صدا میده
من آروم تو دلم میگم چه قدر زیباست
ولی بعدش بلند فریاد میزنم
صدای تو خود ترانه زندگی است
با غرش ابرها
فریاد میزنم و اشک می ریزم
باران که شدت میگیرد چتر را کنارم میگیرم
نه روی سر خودم تا شاید نشان دهم
هنوز در یادمی
تو انگار آن عشق خدایی هستی که
در بر زندگی من خیمی زدی
عشق تو من را بزرگ کرد
باران بند آمد ، و دیگر سکوت
.
.
.
نویسنده متن : محمد مهدی ابراهیمی