داستان کوتاه یک زندگی در خطر بود ( آبراهام لینکلن )

درباره سایت

داستان کوتاه یک زندگی در خطر بود ( آبراهام لینکلن )
بازدید : 2952

داستان کوتاه یک زندگی در خطر بود ( آبراهام لینکلن )

داستان کوتاه یک زندگی در خطر بود ( آبراهام لینکلن ) , داستان های آبراهام لینکلن

آبراهام لینکلن در وسط جلسه سنا بود که بچه خوکی در جوی آب گرفتار شد

از جلسه بیرون دوید و گفت : فعلا بحث را چند دقیقه نگه دارید، زود برمی گردم

این کاری عجیب بود

شاید پارلمان آمریکا هرگز به چنین دلیلی متوقف نشده بود

او دوید تا آن بچه خوک را آزاد کند!

لباس هایش تمامن گلی شده بود

آبراهام لینکلن آن  بچه خوک را از آن جوی نجات داد و سپس به جلسه برگشت

مردم پرسیدند : این چه کاری بود کردی؟

چرا جلسه را نگه داشتی و با چنین عجله ای بیرون دویدی؟

او پاسخ داد : یک زندگی در خطر بود …


نویسنده :
تاریخ : چهارشنبه 16 مهر 1393 ساعت : 15:33
مطالب مرتبط
    نظرات
     کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید

    ورود کاربران

    خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

    رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
    حساب کاربری ندارید؟

    فراموشی رمز عبور

    نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

    یا

    ثبت نام کاربران

    در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

    قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

    نظرات کاربران

    دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید