متن عاشقانه
بازدید : 2596
تو میدانی که من آرام و دلپاکم
و میدانی که قلبم جز به عشق تو
و نام تو
و یاد تو
نخواهد زد
و میدانی که من ناخوانده مهمانی
در این ظلمت سرا هستم
مرا دریاب
که من عاشق ترین عاشق
بی سامان این شهرم
مرا بنگر... مرا دریاب
قسم به راز چشمانم
به اقیانوس بی پایان رویایم
به رنگ آبی ، رنگ باوفایی ها
قسمت اصلی متن در ادامه مطلب
تو میدانی که من آرام و دلپاکم
و میدانی که قلبم جز به عشق تو
و نام تو
و یاد تو
نخواهد زد
و میدانی که من ناخوانده مهمانی
در این ظلمت سرا هستم
مرا دریاب
که من عاشق ترین عاشق
بی سامان این شهرم
مرا بنگر... مرا دریاب
قسم به راز چشمانم
به اقیانوس بی پایان رویایم
به رنگ آبی ، رنگ باوفایی ها
به عشق پاک
به ایمانم
به چین صورت مادر
به دست خسته ی بابا
به آه سرد تنهایی
به قلب مرده ی زاغان
به درد کهنه ی زندان
به اشک حسرت روحم
به راز سر به مهر سینه ی اسبم
اگر دستم بگیری و
از این زندان رها سازی
برایت عاشقانه شعر خواهم گفت
همین یک قلب پاکم را
و روح بی قرارم را که زندانی ست
به تو ای مهربان تقدبم خواهم کرد















