حکایت پسرپادشاه و ادیب از گلستان سعدی

درباره سایت

حکایت پسرپادشاه و ادیب از گلستان سعدی
بازدید : 1876

حکایت 6 از باب هفتم در تاثیر تربیت از گلستان سعدی

پادشاهی پسری را به ادیبی داد و گفت:

این فرزند توست ، تربیتش همچنان کن که یکی از فرزندان خویش

ادیب خدمت کرد و متقبّل شد و سالی چند بر او سعی کرد

و به جایی نرسید و پسران ادیب در فضل و بلاغت منتهی شدند

مَلِک ، دانشمند را مواخذت کرد و معاتبت فرمود که :

وعده ی خلاف کری و وفا به جا نیاوردی !

گفت: بر رای خداوند روی زمین پوشیده نماند که تربیت یکسان است و طباع مختلف

گر جه سیم و زر ز سنگ بر آید همی          در همه سنگی نباشد زر و سیم

       بر همه عالَم همی تابد سُهیل             جایی انبان میکند ، جایی ادیم


نویسنده :
تاریخ : شنبه 16 اسفند 1393 ساعت : 19:10
مطالب مرتبط
    نظرات
     کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید
    💬 نظرات کاربران
    💬ثبت نام کاربران
    💬ورود کاربران