داستان عاشقانه فوق العاده غمگین و عبرت آموز زن و شوهر دهقان

درباره سایت

داستان عاشقانه فوق العاده غمگین و عبرت آموز زن و شوهر دهقان
بازدید : 1128

زن و شوهر دهقانی در خانه درویشی خود بر گلیمی سرد نشسته بودند

غذا کم بود و گرسنگی توان را بریده بود . فانوسی کوچک بر روی طاقچه بود

با نورش فضا را کمی سو بخشیده بود . مرد که نمیخواست زن باردارش گرسنه بخوابد 

تصمیم گرفت که فانوس را خاموش کنند و در تاریکی طعام را میل کنند تا همسرش بیش تر غذا را بخورد

زن که از تصمیم شوهرش خبر نداشت گذاشت که فانوس را خاموش کند

مدتی گذشت.بیش تر و بیشتر.هیچ کدام نمیخواستند نوری بیاید

تا گرگ و میش که نوری آمد و مرد دید که همسرش همان طور که نشسته جان داده

فقط برای اینکه همسرش فردا گرسنه سر مزرعه نرود


نویسنده :
تاریخ : یکشنبه 12 بهمن 1393 ساعت : 23:59
مطالب مرتبط
    نظرات
     کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید
    💬 نظرات کاربران
    💬ثبت نام کاربران
    💬ورود کاربران