داستان عاشقانه فوق العاده غمگین و عبرت آموز زن و شوهر دهقان

درباره سایت

داستان عاشقانه فوق العاده غمگین و عبرت آموز زن و شوهر دهقان
بازدید : 1140

زن و شوهر دهقانی در خانه درویشی خود بر گلیمی سرد نشسته بودند

غذا کم بود و گرسنگی توان را بریده بود . فانوسی کوچک بر روی طاقچه بود

با نورش فضا را کمی سو بخشیده بود . مرد که نمیخواست زن باردارش گرسنه بخوابد 

تصمیم گرفت که فانوس را خاموش کنند و در تاریکی طعام را میل کنند تا همسرش بیش تر غذا را بخورد

زن که از تصمیم شوهرش خبر نداشت گذاشت که فانوس را خاموش کند

مدتی گذشت.بیش تر و بیشتر.هیچ کدام نمیخواستند نوری بیاید

تا گرگ و میش که نوری آمد و مرد دید که همسرش همان طور که نشسته جان داده

فقط برای اینکه همسرش فردا گرسنه سر مزرعه نرود


نویسنده :
تاریخ : یکشنبه 12 بهمن 1393 ساعت : 23:59
مطالب مرتبط
    نظرات
     کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید  کلیک کنید و لذت ببرید

    ورود کاربران

    خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

    رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
    حساب کاربری ندارید؟

    فراموشی رمز عبور

    نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

    یا

    ثبت نام کاربران

    در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

    قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

    نظرات کاربران

    دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید